|
|
|
|
|
سلام امروز بعد یه مدت طولانی به وبلاگ سر زدم تو نظرات یه مورد متاسفانه بدی رو دیدم در اینجا از تمام بچه ها میخوام که از بی احترامی به اساتید جدا خودداری کنند خودتون میدونید آقا علی(ع) فرمودند:هرکس به من یک کلمه بیاموزد من تا آخر عمر ..... .پس جای تاسف داره من هم از استادمون جناب آقای مهندس خطیبی معذرت خواهی میکنم.انشالهه که بچه ها رو بخشیده باشن.نظر اون شخص رو هم حذف میکنم.
یاعلی مدد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط قریشی
|
|
||
|
|
|
|
|
ظاهرو بچسب، باطنو ول كن! سفير چين در تهران گفت: «ايران نبايد در مورد رأي مثبت چين به قطعنامه عليه فعاليتهاي هستهاي ايران به ظاهر آن توجه كند.» در همين رابطه كارشناس باطنشناسي «دوربرگردان» گفت: ژي تي آئو مايو هيشي بينيانگ فويو ماكايا شينزو ... (از دو هزار كلمه بعدي به علت ضيق جا، وقت و حوصله، صرفنظر شد) يعني: «داداش ما رو گرفتي؟ اگر ميخواستيم به باطنش توجه كنيم كه الان بايد حضرتعالي رو اخراج ميكرديم. نسناس!» توليد انبوه اختراع در راستاي اينكه قرار است ما به زور و كتك هم كه شده، در زمينه توليد نابغه و نخبه و مخترع روي تمام دنيا را كم كنيم، اين روزها تقريبا محال است كه كسي راديو گوش كند و چند خبر، گزارش و مصاحبه در مورد يكي از مخترعان و نوابغ جوان كشورمان نشنود. معمولا موضوع اختراعها چيزهايي هست كه به عقل جنهاي دوپينگي هم نميرسد و انتظارات دوستان هم متناسب است با اختراعها. جالب اينجاست كه بيشتر اين خبرها هم ساختار يكساني دارد كه در زير يكي از آنها را بازسازي كردهام: خبر ساعت فلان راديو بهمان مجري: يكي از مخترعان جوان كشور موفق شد تا با اختراع خود در نمايشگاه مخترعان جوان كشور بيسار شركت كند. «ايكسعلي ايگرگآبادي» كه با «سطح نامدور وايت، با قابليت بينهايت رايت» در اين نمايشگاه شركت كرده است، در رابطه با اين اختراع، آن را در نوع خود بينظير و حتي كمنظير توصيف كرد و اعلام نمود در صورت حمايت دولت و نهادهاي ذيربط، حاضر است آن را در داخل به توليد انبوه برساند. وي تأكيد كرد، در غير اين صورت امكان فروش امتياز اين اختراع به شركتها و دولتهاي خارجي وجود دارد. ايگرگآبادي افزود: صداي ايگرگآبادي: من خيلي از دولت بابت اينكه اين طرح من رو چيز نكردن، يعني حمايت نكردن... انتقاد دارم. در صورتي كه رئيسجمهور محترم تأكيد كردند كه بايد از مخترعان و مكتشفان و نوابيغ داخلي حمايت بشه... چرا از من نشده؟ واقعا اگه دولت از ما حمايت كنه، ما در زمينه توليد داخلي و حتي خارجي به خودكفايي ميرسيم... من البته نميخواهم اغراق كنم و مثلا اين اختراع رو با دسترسي به هستهاي مقايسه كنم... ولي مال من هم در نوع خودش بزرگ و مهمه ... من از مسئولان خواهش ميكنم... تمنا ميكنم... نگذارن نسل جوون نخبگان ما سرخورده و فراري بشن... از ما كه گذشت به فكر ديگران باشن. مجري: ايكسعلي ايگرگآبادي که با محدوديت وسيع امكانات و تنها با حمايت چند نهاد و ارگان توانسته است ابزار آموزشي «سطح نامدور وايت با قابليت بينهايت رايت» را پس از نوزده ماه تلاش اختراع كند، در اينباره توضيح داد: صداي ايگرگآبادي: اين وسيله، استادان، معلمان، دبيران، آموزگارها، دانشجويان و حتي بچهها را قادر ميسازه كه با هر ميزان از معلومات و در تمام بينهايت علمهايي كه در دنيا هست، بنويسند و اين كار را بعد از چند بار به چپ و راست بردن يك چيز كوچكي به نام «پاك كننده سطح نامدور وايت با قابليت بينهايت رايت» تكرار و تكرار كنن. اين وسيله قابل حمل و به راحتي قابل نصب هستش و بدون برق و باطري كار ميكند و فقط براي نوشتن روي اون بايد از قلم مخصوصي به نام «magice white board» استفاده بشه اما من از مسئولان خواهش ميكنم تا با پشتيباني همهجانبه نخبگاني مثل من كه ... » |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
||
|
|
|
|
|
به آقا وخانم آخه چی بگم توانایاتن آرابابت ذست گلی که به آب دادن تبریک عرض میکنیییییییییییم
باییییییی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
||
|
|
|
|
|
چكيده علي رغم تصور همگاني مبني بر وجود جنگلها در مناطق پر باران در نواحي خشك ونيمه خشك نيز مناطقي يافت مي شود كه در گذشته جنگل بوده و امروز نيز بقاياي اين جنگلها بصورت محدود در پاره اي از مناطق يافت مي شود. منطقه كوهپايه اي كوه هنگام گناباد نيز از جمله اين مناطق است. به گفته ريش سپيدان محلي در گذشته نه چندان دور، كوه هنگام جنگل انبوه بنه بوده و از قرائن و شواهد موجود مانند جنگل انبوه بنه در منهااليه كوه هنگام ( سياه دره )، وجود تك درختان و وفور زادآوري در كل منطقه اين حقيقت به اثبات مي رسد. هدف اين مقاله شناسايي و معرفي منطقه و پتانسيلهاي موجود آن است، اميد است با اندكي توجه مسئولين بتدريج شاهد احياء و گرايش مثبت جنگل باشيم. مقدمه جنگل ها به عنوان يكي از مهمترين سيستم هاي حيات بخش انسان به شمار مي روند. در واقع جنگل ها تضمين كننده بقا و پايداري آب، خاك و هواي سالم هر سرزمين هستند و پشتوانه مطمئني براي نگهداري و توسعه سيستم هاي كشاورزي و ساير منابع تغذيه اي انسان محسوب مي شوند. جنگل ها از ديرباز تا كنون پا به پاي تكامل جوامع انساني، تكيه گاه استواري براي تداوم و ارتقاء سطح زيست آنها بوده اند و هنوز هم وفادارانه خدمات بي دريغ خود را به بشريت عرضه مي كنند و اهميت حياتي آنها در دنياي امروز نه تنها به دليل ارزش هاي اقتصادي بلكه بدواً به دليل ارزش هاي غير قابل جانشين طبيعي و زيست محيطي آنها مي باشد. اقدامات يك جانبه بشر در طبيعت به منظور تأمين نياز هاي ضروري و عدم توجه به عواقب مخـرب زيست محيـطي آن باعث نابساماني هايي چون گرماي بيش از حد كره زمين، بالا آمدن آب دريا ها، افزايش گازهاي سمي وگلخانه اي، خشكسالي، تخريب لايه ازن، سيل هاي مخرب، رانش زمين، طوفان هاي شديد، حركت شنهاي روان و صدها بلاي ديگر شده است. اگر چه بشر از دير باز پي به نقش و اهميت جنگل برده است، ولي منافعش به گونه اي ايجاب مي كرده كه تخريب جنگل ها نه تنها متوقف نشده بلكه هنوز هم بشدت بخصوص در كشور هاي در حال توسعه ادامه دارد. در كشور ما ايران نيز از گذشته نه چندان دور وسعت جنگل هاي طبيعي 3/18 ميليون هكتار برآورد شده بود كه اكنون به حدود 4/13 ميليون هكتار تقليل يافته است. در هر حال گذشته از مسئله تخريب در سابق، مشكل اساسي عدم برنامه ريزي صحيح در جهت حفظ و احياي جنگل هاي تخريب شده مي باشد هر چند در سطوح كوچكي اقداماتي در اين زمينه انجام گرفته است. در مقـاله پيش رو سعـي بر اين است كه جنـگل بنه ناشناخته كوه هنگام معـرفي شود، تا انشاء ا… با وسع نظردست اندر كاران بخش هاي اجرا و تحقيقات بتوان جنگل چهار صد كيلومتر مربعي مذكور را احيا نمود. كاري كه با اندك توجه و همت و همچنين با هزينه كم دست يافتني است. با توجه به اين كه گونه بنه در نواحي كه كاشت ساير گونه هاي درختي با محدوديت هايي روبرو است و همچنين در نواحي كوهستاني روي شيب ها و خاك هاي ضعيف رشد مي كند، توانمندي آن در مشجر كردن بسياري از مناطق نامساعد مطرح مي شود. علاوه بر اين بنه با نام علمي Pistacia atlantica ازخانواده Anacardiaceae ، گياهي چند منظوره است كه علاوه بر مشجر كردن مناطق خشك و نيمه خشك و حفاظت آب و خاك، مصارف زيادي از جمله: تغذيه وحوش ودامها، مصارف صنعتي، دارويي و تغذيه اي را دارا مي باشد. 1- موقعيت عمومي منطقه: 1-1- موقعيت جغرافيايي: كوه هنگام واقع در 35كيلومتري جنوب شرقي گناباد، در حد واسط عرض هاي جغرافيايي΄5 ˚34 تا΄15 ˚34 و طولهاي جغرافيايي ΄15 ˚58 تا ΄5 ˚59 قرار گرفته است. ارتفاع بلندترين نقطه از سطح دريا در كلاته كوه 1800 متر و در كلاته زردوند واقع در مرز شهرستان گناباد با قاين1945 متر مي باشد. وسعت آن 416كيلومتر مربع است. كوه هنگام از غرب به جاده آسفالته گناباد- قاين، از شرق به دشت گيسور، از جنوب به راه خاكي كبوتر كوه – عباس آباد و از شمال به جاده خاكي چاه پاياب منتهي مي گردد. 1 -2 – مشخصات اقليمي: به دليل عدم وجود ايستگاه هواشناسي در منطقه مذكور، به منظور بررسي پارامترهاي اقليمي، از آمار و اطلاعات ايستگاه هاي هواشناسي مجاور و نقشه هاي ايزوبار سازمان هواشناسي كشور استفاده شده است. آمار بارندگي ده ساله اخير (1370 تا 1380 ) ايستگاه سينوپتيك گناباد نشان مي دهد، كه حداكثر بارندگي طي سال1371 به ميزان 6/260 ميليمتر و حداقل آن طي سال 1378 به ميزان 3/67 ميليمتر و ميانگين آن در مدت 10 سال، 150 ميليمتر گزارش شده است.حداكثر ريزش نزولات مربوط به ماههاي بهمن، اسفند و فروردين مي باشد و در ساير ماههاي سال بارندگي اندك است .به نحوي كه دوره خشكي منطقه از ارديبهشت ماه شروع و تا آبان ماه ادامه مي يابد. با توجه به رابطه گراديان ارتفاع و بارندگي ( به ازاء هر1000 متر ، 70 ميليمتر) متوسط بارندگي كوه هنگام با لحاظ كردن متوسط ارتفاع منطقه، حدوداً 190 ميليمتر برآورد مي شود. حد اكثر مطلق درجه حرارت ايستگاه سينوپتيك گناباد 5/45 درجه سانتيگراد در مرداد ماه سال 1377 و حداقل درجه حرارت مطلق 2/14- درجه سانتيگراد در دي ماه سال 1371 و متوسط حد اقل درجه حرارت ساليانه 8/9- درجه سانتيگراد و متوسط حداكثر درجه حرارت ساليانه 6/41 درجه سانتيگراد تعيين شده است. سردترين ماههاي سال، دي و بهمن و گرم ترين ماههاي سال خرداد ، تير و مرداد مي باشد. ميزان متوسط حرارت كوه هنگام با توجه به رابطه گراديان ارتفاع و حرارت ( به ازاي هر 100 متر افزايش حدود 7/0 درجه سانتيگراد كاهش دما ) حدود 3 درجه سانتيگراد كمتر از محل ايستگاه هواشناسي در گناباد خواهد بود. بنابراين متوسط درجه حرارت ساليانه منطقه كوه هنگام 14 درجه سانتيگراد تخمين زده مي شود. در منطقه مذكور به دليل بالا بودن درجه حرارت و كاهش نسبي رطوبت و همچنين وزش بادهاي موسمي ميزان تبخير بالا است. به علت عدم وجود آمار مربوط به تبخير، ارقام موجود از نقشه منحني هم تبخير ايران كه در سال 1355 توسط وزارت نيرو تهيه شده است استخراج گرديد و بر اين اساس ميزان تبخير در منطقه، 2400 ميليمتر در سال برآورد مي شود. به علت كمي ميزان بارندگي و پراكنش نامنظم آن و همچنين تبخير بالا، ميزان رطوبت نسبي كم و بسيار متغير است. طبق آمار موجود، رطوبت نسبي از 4 درصد در شهريور ماه سال 1376 تا 100 درصد در زمان بارندگي و مه در نوسان است. بديهي است تغييرات در ارتفاعات كوه هنگام كمتر است.در نهايت اقليم منطقه مورد نظر نيز طبق روش ترانسوا، خشك تعيين مي گردد. ( T=0.79<1 E=2400 P=190 ) 2- زمين شناسي، خاك شناسي و پوشش گياهي: كوه هنگام در واحد اراضي كوههاي نسبتاً مرتفع تا مرتفع فرسايش يافته با دره هاي عميق متعدد، متشكل از شيل و ماسه سنگ، با شيب 40 تا 90 درصد قرار گرفته است. در برخي نقاط همانند ديوار كمري و كلاته آهني، بيرون زدگي هاي آذرين نظيرگرانيت ديده مي شود. به علت كوهستاني بودن منطقه و شيب زياد، خاك تكامل يافته وجود ندارد و دامنه ها غالباً لخت و بدون پوشش خاكي و بعضاً در برخـي از نقاط، خاكـهاي خيلي كم عمق سنگريزه دار و غير يكنواخت Lithic Leptosols وجـود دارد. در دامنـه تپه ها و شيب هاي متوسط تا كم و جاهايي كه پوشش سنگي وجود ندارد، قشر نازكي از خاك سبك با درصد بالايي از سنگريزه وPH قليايي وجود دارد كه رويشگاه گياهان مرتعي با غالبيت درمنهArtemisia.sp و درختان بنه است. اراضي زراعي و باغي مورد استفاده در قنوات منطقه نيز حاصل جمع آوري آبرفت در بندسارهاي كوچك پايين دست قنات موسوم به بندچه است. پس از حفر قنات اراضي حاشيه رودخانه كه معمولا بستر سنگريزه اي دارد انتخاب و با مسدود كردن مسير رودخانه و احداث خاك ريز سيلاب هاي بهاره جمع آوري مي گردد. با ته نشين شدن گل و لاي در دراز مدت خاك آبرفتي ريزدانه و حاصلخيزي بدست مي آيد كه در آن زراعت و باغداري مي كنند. بدين ترتيب با توسعه و تكميل بندچه ها صحرا يا مزرعه قنات ايجاد مي شود. محصولات عمده زراعي و باغي كشاورزان منطقه شامل:گندم، جو، ارزن، جاليز، انار، توت، انجير، زردآلو و بادام مي باشد. از نظر پوشش گياهي نيز منطقه عمدتاً داراي پوشش مناطق خشك با غالبيت درمنه و بنه مي باشد كه گياهان همراه آن عبارتند از: پرند، افدرا، لاله، انجير كوهي، خنجوك، انواع يكساله ها، خار شتر، اسپند، كوزينيا، دواي شيخ علي، زيره كوهي، زلف پيرزن و آويشن 3- پيشينه تاريخي جنگل بنه كوه هنگام : كوه هنگام منطقه ييلاقي دامداران روستاي استاد است. اين روستا در 35 كيلومتري گناباد در غرب جاده گناباد – قاين و خارج از محدوده كوه هنگام واقع است. با توجه به پيشه اصلي مردم منطقه كه دامداري مي باشد، از چاههاي مالداري و قنوات موجود به عنوان آبشخور دامها استفاده مي شود. دامداران در نيمه اول سال به منظور استفاده از مراتع كوه هنگام به اين منطقه كوچ كرده و در فصل سرما به روستا مراجعت مي نمايند. در گذشته نه چندان دور در بيشتر مناطق شهرستان گناباد جنگل هاي طبيعي بنه وجود داشته كه آثار آن به صورت تك درخت بخصوص در ارتفاعات جنوب و جنوب شرقي شهرستان هنوز يافت مي شود. در ابتداي قرن بيستم با افزايش جمعيت و نياز به سوخت، قلع و قمع درختان بنه شدت بيشتري به خود گرفت و در اكثر نقاط تقريباً نابود شد. بجز در مناطق خاصي به دلايل مشخص، كه ازآن جمله مي توان مسائل مذهبي و مالكيت شخصي را بيان كرد. دليل بقاي قسمتي از جنگل بنه كوه هنگام مشهور به سياه دره نيز وجود قنات سياه دره است كه مالكين قنات در زماني كه تجارت زغال بنه رونق داشته مانع هجوم مردم جهت تهيه زغال به منطقه شده اند و به همين دليل جنگل طبيعي بنه سياه دره تا به امروز دست نخورده باقي مانده است. حدود 30 رشته قنات و چشمه اهالي استاد در كوه هنگام، حد واسط كبوتر كوه در غرب و سياه دره در شرق وجود دارد كه البته غالباً آبادي ها فاقد سكنه بوده و اكثراً كم آب، تخريب شده يا در حال تخريب هستند. بنا به گفته ريش سفيدان پوشش درختان بنه در اواخر قرن نوزدهم بقدري انبوه و متراكم بوده كه عابرين مسافت كبوتر كوه تا سياه دره را زير چتر و سايه درختان بنه طي مي نموده اند. نياز به سوخت و زغال به دليل افزايش چشمگير جمعيت در 100 سال گذشته، باعث هجوم مردم به جنگل هاي بنه كوه هنگام شده و علاوه بر قطع بي رويه درختـان، فشار بيش از حـد دام نيز مانـع رشد و نمو نهال هاي جوان شده و در واقع جنگل تخريب و بجز در معدودي از نقاط به كلي نابود گرديده است. آثار بجا مانده ازكوره هاي زغال موجود در منطقه نيز شاهدي بر اين مدعا است.از كوره هاي مذكور گاهي اوقات در ذوب فلزات نيز استفاده مي شده است. مؤلف تاريخ و جغرافياي گناباد در كتاب خود در مورد پوشش گياهي منطقه گناباد مي نويسد: » انتهاي كوه هنگام معروف به سياه دره بوده كه به واسطه وجود اشجار كوهي و درخت بنه زياد از دور سياه نشان داده مي شده، از اين رو بدين نام موسوم گرديده، ولي در اين زمان همه آنها از بين رفته و مردم در گذشته براي مصرف سوخت خود و تهيه زغال از آنها استفاده مي نموده اند «. 4- وضعيت كنوني منطقه: وسعت جنگل هاي طبيعي شهرستان گناباد 5/667 كيلومتر مربع است كه 4/7 درصد از عرصه هاي منابع طبيعي شهرستان و 9/5 درصد از جنگل هاي استان خراسان را تشكيل مي دهد. جنـگل هاي بنـه و خنجـوك درحـال حاضر 25 درصـد از مساحت جنگل هاي گناباد با تراكم 30 تا50 اصله در هكتار را شامل مي شود كه قسمت اعظم آن در كوه هنگام واقع است. بر اساس تعداد درخت در واحد سطح، كوه هنگام را مي توان به دو قسمت تقسيم نمود: سطح نسبتاً زيادي شامل غرب و مركز كوه هنگام، با وسعتي حدود 346 كيلومتر مربع به دلايلي كه قبلا عنوان شد جنگل بنه دراين قسمت از بيـن رفته و فقـط در صخره هاي صعـب الـعبور تك درختـان بنـه مشاهده مي شود. در اين قسمت زادآوري بنه به وفور مشاهده مي شود ولي تراكم بالاي دام و چراي مفرط به نهال هاي جوان اجازه رشد و نمو نداده و اغلب نيز به صورت روزت باقي مانده اند. ( عكس شماره 1 ) شرق و جنوب شرقي كوه هنگام با وسعتي حدود70 كيلومتر مربع شامل ارتفاعات سياه دره، چاه آهني و كلاته كوه به طرف عباس آباد مناطقي هستند كه جنگل بنه از تراكم نسبتاً خوبي برخوردار است. ( عكس شماره 2 ) زادآوري بنه در اين مناطق زياد و به علت شدت دام كمتر رشد و نمو نهال هاي جوان بسيار مطلوب است. ( عكس شماره 3 و 4 ) 5- علل تخريب جنگل: همان طور كه اشاره شد در 100 ساله اخير، منطقه مذكور با هجوم بهره برداران مواجه بوده كه نتيجه آن قطع بي رويه درختان و صدمات شديد به جنگل بوده است. عامل مهم ديگري كه عرصه را تحت تأثير خود قرار داده، چراي بيش از حد و مفرط دام مي باشد. حيوانات چرا كننده به طرق مختلف روي پوشش گياهي اثر مي گذارند مانند كاهش قدرت گياه از طريق حذف جوانه انتهايي و فشارهاي مكانيكي بر خاك در اثر لگد كوبي، كه اين مورد باعث بر هم زدن ساختمان خاك مي شود در نتيجه فشار وارده وكاهش ميزان تهويه خاك، فعاليت موجودات زنده نيز كاهش يافته و نهايتاً پايين آمدن كيفيت رويشگاه را درپي دارد. از طرف ديگر كاهش نفوذپذيري خاك نسبت به باران باعث تشديد فرسايش سطحي مي گردد. عوامل طبيعي مانند خشكسالي هاي اخير، بالا رفتن درجه حرارت محيط، سيلاب هاي فصلي و … نيز احتمالا در اين مسئله نقش داشته اند. 6-اقدامات آينده و ارائه راهكار ها: هدف اصلي در حال حاضر حفاظت و حمايت از جنگل است. يكي از گام هاي مؤثر در حفظ جنگل، شناسايي عرصه و مشخص كردن تراكم جنگل در تمام سطوح عرصه است. تا زماني كه ما ندانيم چه داريم و چقدر داريم، هيچگاه نمي توانيم اقدامي در جهت حفظ و بالا بردن كيفيت رويشگاه داشته باشيم. بنابراين لازم است در گام اول طرح جامع جنگلداري، در ارتباط با شناسايي جنگل كوه هنگام تهيه و در آن مواردي چون وسعت دقيق جنگل، تراكم درختان و مطالعاتي از اين قبيل صورت گيرد و در مرحله بعدي با هماهنگي بخش اجرا، نسبت به قرق منطقه اقدام نمود. در مسئله قرق بايد به نحوي اقدام نمود كه اولاً منافع ساكنان بومي كوه هنگام حفظ شده و تشويق و توجيه گردند كه با قرقبانان همكاري نمايند، ثانياً مناطقي از كوه هنگام را قرق نمود كه زادآوري در آن بالا و امكان قرق آسان تر است، تا اينكه زودتر به نتيجه برسيم. قرق بايد در چند مرحله چندين ساله صورت گيرد تا احياي جنگل براي مسؤلين و مردم ملموس گردد و نهايت همكاري در مراحـل بعـدي قـرق صورت پذيرد. بحـث گياهان همـراه نيز مسئله اي است كه مي تواند مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد. هم اكنون از روش هايي كه براي كاهش خسارت دام وجود دارد، گياهان همراه مي باشد كه به عنوان ابزاري براي تسريع تثبيت درختان بنه مطرح مي گردد. بطـوري كه حساس ترين مراحـل رويشي بنه كه همان استقرار آن مي باشد بيش از پيش به گياهان محافظ و در نهايت زير اشكوب آن وابسته است كه در واقع اين در پناه قرار گرفتن بنه ها فقط به دليل شرايط خاص حاكم بر منطقه از نظر چراي دام مي باشد. علاوه بر اين انجام عمليات بوته كاري و بذر كاري روي خطوط تراز، نيز مي تواند در احياي جنگل و افزايش تراكم درختان تاًثير مثبتي داشته باشد. استقرار بذر در مناطق خشك و نيمه خشك، عمدتاً به دليل كمبود رطوبت با مشكل مواجه بوده و از جمله بذوري كه سبز شدن آن به سختي امكان پذير مي باشد، بذر بنه است. بويژه در اين مناطق كه بعضي اوقات از فروردين و ارديبهشت ماه به بعد بارندگي وجود ندارد. در اين قسمت به عنوان راهكاري موفق به كشت و استقرار بذور زير پلاستيك اشاره مي گردد: الف – آماده كردن بذر جهت كاشت: پس از تهيه بذر و اطمينان از قوه ناميه آنها بذور را به مدت 24 ساعت در داخل ظرف پر از آب مي ريزيم تا پوسته خارجي نرم و قابل جدا شدن گردد. با مالش بذرها پوسته آنها جدا شده و در واقع بذر لخت مي گردد. اين عمل حتماً بايد صورت گيرد زيرا وجود پوسته باعث كپك زدگي بذر ها در موقع جوانه زدن مي گردد. سپس آنها را داخـل گوني ريختـه و مدت يـك هفتـه مرطـوب نـگه مي داريم تا زماني كه جوانه بزنند. ب- كاشت بذر در عرصه: جهت آماده كردن بستر بذر و استفاده بهتر از نزولات جوي بايد به فواصل مشخص در عرصه، تشتك هايي به قطرحداقل 5/0 متر ايجاد نمود. با دست قطعات درشت سنگ داخل تشتك را جدا و سعي مي كنيم خاك محل استقرار بذر، نرم و خاك حاصلخيز سطح زمين باشد. سپس تعداد 3 تا 4 عدد بذر را در عمق 3 سانتيمتري خاك گذاشته و آنها را با خاك مي پوشانيم. در سطح خاك روي محل كاشت بذر، پلاستيك شفاف به ابعاد 30 × 30 سانتيمتر مي گذاريم و چهار طرف پلاستيك را زير خاك كرده و با خاك پلاستيك را ثابت مي كنيم. بايد دقت شود كه روي پلاستيك خاك ريخته نشود تا در بهار گياهچه بتواند فتوسنتز كند. براي اين منظور پلاستيك فريزر موجود در بازار مي تواند مناسب باشد. پلاستيك مانع اتلاف آب از خاك مي شود و در واقع مانند يك گلخانه كوچك محل بذر مرطوب و گرم مي ماند. دو فاكتور ذكر شده در جوانه زني بسيار مؤثر مي باشند، زيرا بذرهاي جنس پسته براي جوانه زدن به رطوبت و حرارت كافي نياز دارند. ضمناً خاك زير پلاستيك هيچ وقت سله نمي بندد تا مانع خروج گياهچه شود. عمل كاشت در زمستان و زماني كه زمين رطوبت داشته باشد هرچه زودتر صورت گيرد بهتر است زيرا زمان كافي در اختيار بذر جهت گذراندن دوره خواب ( Dormancy ) و جذب آب قرار مي گيرد. براي حفاظت كپه كاشت شده بايد بلا فاصله روي پلاستيك را با خار و خاشاك موجود در عرصه به دقت پوشانيد زيرا حيواناتي نظير روباه و سمور به منظور تغذيه كپه را تخريب مي كنند. جهت استقرار خار و خاشاك در محل كپه بهتر است از قلوه سنگ هاي موجود در عرصه استفاده نمود زيرا استفاده از كلوخه هاي خاك پس از حل شدن در آب موجب زير خاك قرار گرفتن پلاستيك شده و مشكل عدم عبور نور را در بر خواهد داشت ( عكس شماره 5 ). ج- عمليات داشت: اگر عمليات كاشت به دقت و به شيوه اي كه بيان شد صورت گيرد، از نيمه دوم فروردين به بعد گياهچه از خاك خارج شده و در زير پلاستيك مشاهده مي شود. در اين زمان به وسيله چاقو يا تيغ مـوكت بري پلاستيـك را از وسـط و محـل گياهچـه بدقت پـاره مي كنيم تا گياهچه بتواند رشد و نمو كند. لازم به ذكر است اين عمل بلافاصله پس از سبز شدن بايد صورت پذيرد و دقت شود قبل از پاره كردن پلاستيك لازم است خار و خاشاك روي كپه را برداريم. خار و خاشاك را دور نمي ريزيم، بلكه براي حفاظت گياهچه از چراي جوندگان دو مرتبه آن را در اطراف گياهچه به شكلي قرار مي دهيم كه مانع چرا شود و ضمناً نور به گياهچه برسد. پاره كـردن پلاستيك به شيوه اي كه بيان شد باعث كاهش تبخير در اطراف گياهچه شده و رطوبت قابل دسترس افزايش مي يابد. نكته قابل توجه در سبز شدن بذر ها اين است كه نبايد قبل و بعد از برداشتن پلاستيك اقدام به آبياري نمود. نهايتاً با توجه به وجود ايستگاه تحقيقات كشاورزي و منـابع طبيعي در گناباد، جنـگل بنه كوه هنـگام مي توان نگارندگان: حسين رحيمي، كارشناس ارشد خاكشناسي،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد. مجتبي محرابي، كارشناس مرتع وآبخيزداري،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد حسن احمدنژاد، كارشناس مرتع وآبخيزداري،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد http://ostadcity1.blogfa.com/post-1.aspx |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
||
|
|
|
||
|
منبع:www.niazha.ir/group.asp?T=101215&r=paper&ID=1178 |
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
|||
|
|
|
|||||
|
نویسنده:مژگان جمشيدى
اينجا خلعت پوشان است. منطقه اى در غرب استان اصفهان از توابع شهرستان فريدن. شايد وقتى آنجا را از نزديك نديده بوديم باورمان نمى شد كه يك تكه از بهشت باشد ولى حالا ديگر مى توان اذعان داشت كه به راستى يك تكه از بهشت جدا شده و در گوشه اى از رشته كوه هاى زاگرس قرار گرفته است. منطقه اى نيمه كوهستانى با مراتعى سبز و پوشيده از گل هاى رنگارنگ. اجتماع گل هاى زردرنگ آلاله و گل هاى بنفش موسير وحشى در دامان كوه هاى سر به فلك كشيده خلعت پوشان زيبايى منطقه را دوچندان كرده است. هر گوشه از جاده چشمه اى از دل سنگ جوشيده و آب زلال روان است. با اينكه فرصت چندانى نداشتيم تا از اين همه زيبايى استفاده كنيم ولى با همان حضور كوتاه مدت فهميديم كه تنوع جانورى در اين منطقه همانند گياهان آن بسيار بالاست. وجود لاك پشت هاى متعدد و انواع مارمولك ها و مارهاى سمى و نيمه سمى در لابه لاى سنگ ها و گياهان و پرواز پرندگان شكارى در آسمان براى تعقيب و شكار كبك خود به قدر كافى گوياى اين واقعيت بود كه اين اكوسيستم متنوع از سلامت كافى برخوردار است. هر چه به سمت مقصد مورد نظر در خلعت پوشان نزديك مى شويم مراتع انبوه تر و جاده پرپيچ و خم تر مى شد. يك تخته سنگ بزرگ از كوه جدا شده و تقريباً دوسوم جاده خلعت پوشان را بسته بود. در كنار جاده پرتگاهى عميق وجود داشت اما با هزار ترس و لرز بالاخره ماشين از كنار تخته سنگ گذشت. نزديك ظهر بود و پيچ و خم جاده به اتمام رسيده بود. دشتى با چند چادر عشايرى در پهنه اى رنگارنگ از گل هاى وحشى آلاله در پيش چشم مان قرار گرفت. پيرمرد عشايرى در انتظار ما بود، كلاه نمدى به سر و كت و شلوارى خاك آلود به تن داشت. شال سبزرنگى كه دور كمرش پيچيده بود از وابستگى اش به خاندان امامت خبر مى داد. سيد نورالله فاطمى هم اكنون با در اختيار داشتن يكى از طرح هاى مرتع دارى استان اصفهان از اينكه بعد از تلاشى چند ساله موفق شده با حفظ و احياى بهشت گمشده فريدن اصفهان، به عنوان مرتع دار و دامدار نمونه كشور معرفى شود خوشحال است. ۷۶ سال سن دارد و تاكنون چندين بار با اين عناوين و القاب مورد تقدير قرار گرفته است. ۷۶ سال سن دارد ولى هنوز هم حاضر نيست اين را رها كند. او ساليان سال است كه در اين منطقه زندگى كرده ۸ فرزند (۳ دختر و ۵ پسر دارد) ولى همگى با تشكيل خانواده به نوعى خلعت پوشان را رها كرده و رفته اند. وقتى مالكيت ۵۶۲ هكتار از خلعت پوشان توسط اداره كل منابع طبيعى استان اصفهان در سال ۷۳ به وى واگذار شد، منطقه تا حدى در آستانه نابودى قرار گرفته بود. با اينكه قرار گرفتن در دامان زاگرس، هر ساله تا ۵۰۰ ميلى متر بارندگى براى خلعت پوشان به ارمغان مى آورد ولى چراى دام خارج از ضوابط قانونى و علمى، مراتع منطقه را با بحران مواجه ساخته بود. او خود صاحب ۱۰۰۰ واحد دامى بود كه در ماه هايى از سال در اينجا براى چرا حضور داشتند. اما هر هكتار آن تنها قادر به توليد ۱۵۶ كيلوگرم علوفه سبز بود. نورالله فاطمى با تعهدى كه در قبال كسب مالكيت منطقه به اداره منابع طبيعى شهرستان داد موفق شد ظرف مدت ۸ سال با اجراى طرح مديريت چرا و بذرپاشى منطقه با كمك اداره منابع طبيعى، توان توليد علوفه در هر هكتار از خلعت پوشان را تا ۲ برابر ميزان قبلى افزايش دهد. با اينكه ۸ روز هم از آغاز فصل چرا و صدور مجوز اداره منابع طبيعى گذشته بود اما هنوز دام هاى خود را براى چرا به اينجا نياورده بود.
پيرمرد مثل تمام روستاييان و كوچ نشينان مهمان نواز بود و روحيه اى ايلياتى داشت. به همراه برادرش سيداحمد و ديگر مردان ايل سفره اى رنگين براى ناهار تدارك ديده بودند. همه عشق او به مرتع و گوسفند خلاصه مى شد و ارادت خاصى به امام حسين(ع) داشت به طورى كه همه دارايى خود را وقف هيات هاى عزادارى ابوالفضل عباس و امام حسين(ع) كرده بود. گرم و صميمى صحبت مى كرد ولى انتظار شنيدن گلايه را نداشتيم. پيرمرد از نبود دارو براى گوسفندان و تلف شدن دام ها در بعضى دوره ها گله مند بود و اينكه جاده منتهى به خلعت پوشان بسيار خراب است. به گفته وى تخته سنگ بزرگى كه در جاده قرار گرفته ۴ سال است كه آنجاست ولى نه مسئولان منابع طبيعى و نه وزارت راه اقدامى براى برداشتن آن نكرده اند. در حالى كه مسئولان اداره منابع طبيعى هم در جمع ما حضور دارند به سرگذشت تلخ و شيرين خود اشاره مى كند و مى گويد: پدرم زمان رضاخان به دليل برگزارى هيات هاى عزادارى تبعيد شد. خودم هم يك بار ۶ ماه به خاطر عزادارى و قمه زدن در زمان شاه سابق به كرمان تبعيد شدم. البته پدرم زندان هم رفت چون ماموران رضاخان را كتك زده بود... اول انقلاب مرا متهم به طاغوتى بودن كردند. ريختند خانه ما در روستا ولى مقاومت كردم و از ناحيه كتف و شكم تير خوردم و به بيمارستان رفتم و بعد از مدتى با استناد به استشهاد ى كه اهالى جمع آورى كرده بودند گفتند اعدام مى شوى. خودم، پسرم و برادرم هشت ماه به زندان رفتيم تا اينكه با وساطت آقاى كروبى و كمكى كه ايشان از آيت الله بهشتى خواسته بودند حكم ما را لغو كردند و معلوم شد ما طاغوتى نيستيم اما ماشين لندروام را از من گرفتند. سيداحمد برادر كوچكتر وى نيز خود يكى از هواداران واقعى حفظ محيط زيست است. او پيش چشم ما يك مار سمى را با مهارت تمام با دست مى گيرد اما در حالى كه بسيارى از افراد معتقد بودند آن را بايد كشت. سرانجام حيوان بيچاره را رها كرد و گفت: اينجا زمين خدا است و متعلق به همه موجودات. • اسكان عشاير براى حفظ مراتع فتح الله غيور مديركل منابع استان اصفهان در اين جمع با اشاره به موفق بودن اجراى طرح هاى مرتع دارى و مديريت چرا در بخش هايى از مراتع استان اصفهان از همكارى سازمان ها، جنگل ها و مراتع و سازمان امور عشايرى براى اسكان عشاير خبر مى دهد و در توجيه اين موضوع مى افزايد: زندگى عشايرى مبتنى بر كوچ است و هر ساله عشاير قشقايى از فارس و بختيارى از شمال خوزستان براى ييلاق به غرب استان مى آيند. با اين توضيح كه مراتع ما ديگر ظرفيت چرا ندارند. به همين دليل به سمت اسكان عشاير بايد حركت كرد. وى افزود: ما با واگذارى زمين كشاورزى به عشاير سعى داريم آنها را به يكجانشينى تشويق كنيم. در عين حال نيز سعى كرده ايم در سطح استان نياز به سوخت آنها را با فراهم كردن كپسول هاى گاز رفع كنيم تا وابستگى آنها به چوب كم شود. به گفته وى تاكنون ۶۰ خانوار عشايرى از عشاير قشقايى فارس در سميرم اسكان يافته اند. مديركل منابع طبيعى استان اصفهان در پاسخ به خبرنگار شرق كه چرا با وجود تبعات و آثار سوء از بين بردن كوچ نشينى عشاير را اسكان مى دهيد گفت: ما عشاير را اسكان مى دهيم تا با تلفيقى از زراعت علوفه و استفاده از مرتع امرار معاش كنند. بدين ترتيب با دقت بيشترى از مراتع استفاده مى كنند. مخالفت تاريخى با كوچ عشاير از دوره رضاخان آغاز شد. رضاشاه عشاير ايران را كه در آن زمان درصد بالايى از جمعيت كشور را شامل مى شدند به دلايل سياسى مجبور به يكجا نشينى مى كرد و معتقد بود آنها گروهى مزاحم، بى تمدن و غيرقابل كنترل هستند كه مى بايست به كلى متحول يا نابود شوند. بيژن فرهنگ دره شورى، كارشناس باسابقه محيط زيست كه خود يك ايلياتى و از طايفه دره شورى فارس بوده است مى گويد: هر چند رضاشاه با برقرارى امنيت، احداث كارخانه و توسعه شهرنشينى و ايجاد مدرسه، دانشگاه چهره كشور را در مقايسه با دوره قاجار دگرگون كرد ولى حكومت خودكامه و ترسناكى برقرار كرد كه با فرهنگ و سنت هاى بومى به شدت ستيز داشت. وى مى افزايد: عشاير طى هزاران سال زندگى كوچ نشينى، از دانش بالايى نسبت به جنگل و مرتع و چگونگى بهره بردارى از آن برخوردار بودند و براساس تجربيات طولانى خود، از خردمندانه ترين روش بهره ورى از طبيعت استفاده مى كردند. به اعتقاد وى، سركوب عشاير و درهم شكستن نظام ايلياتى و جايگزين نمودن نظامى مغشوش و بيگانه با طبيعت ايران، منابع طبيعى كشور را به تدريج به سوى نابودى سوق داده است. و همين نفى سنت ها و تجربيات غنى مردم در رابطه با طبيعت و جايگزين نمودن الگو هاى بيگانه، در رفتار و روش مردم ايران در بهره بردارى از منابع طبيعى كشور تاثيرات ويران كننده اى داشت. دكتر كردوانى، استاد نمونه دانشگاه تهران نيز در مخالفت با طرح اسكان عشاير براى جلوگيرى از تخريب مراتع به شرق گفت: اگر مراتع فقير شده است دليلش دام و عشاير نيست دلايل متعددى دارد. دامدار كه از محل مرتع و دامدارى امرار معاش مى كند هيچ وقت مرتعش را نابود نمى كند، چون زندگى خودش و دام اش به مرتع وابسته است.
وى مى افزايد: مراتع ايران اصولاً فقير است به دليل عرض جغرافيايى كه در آن واقع شده است بنابراين كوچ نشينى لازمه آن است. در اين موقعيت جغرافيايى دام بايد بهار و تابستان در مراتع ييلاقى باشد و پائيز برگردد قشلاق. اگر عشاير را اسكان دهيم «دام شهر» درست كرده ايم و دشت را نابود كرده ايم. چون در دشت هاى ايران اينقدر آب نداريم كه با آن هم نياز خودمان را برآورده كنيم و هم دام و كشت علوفه. الان تمام دشت هاى ايران از نظر آب در وضعيت نامطلوبى است و سطح آب بسيار پائين است.
بنابراين مجبورند چاه بزنند. بدين ترتيب اگر دشتى هم هست كه تا ۱۰ سال ديگر آب دارد تا ۵-۴ سال ديگر سطح آب هاى زير زمينى آن آنقدر پائين مى آيد كه خودش باز به يك معضل تبديل مى شود. دكتر رهنمايى، استاد جغرافياى دانشگاه تهران نيز عواقب اسكان عشاير را اينطور خلاصه مى كند: اسكان عشاير براى حفظ مراتع همانند پاك كردن صورت مسئله است. اسكان عشاير پديده مهاجرت به شهر ها را افزايش مى دهد و جوامع توليد كننده عشايرى را به جوامع مصرف گرا بدون هيچ توليدى تبديل مى كند. توليد گوشت، فرش، گليم و صنايع دستى پائين مى آيد و از جنبه هاى توريستى هم يك جاذبه فرهنگى و گردشگرى از بين مى رود. وى مى افزايد: آيا واقعاً عشاير و جنگل نشينان تنها گروه هايى هستند كه جنگل و مرتع را از بين مى برند؟ آيا نمى شود به جاى خروج آنها از جنگل و مرتع، آنها را ساماندهى كرد و امكانات معيشتى مناسب در اختيار آنها گذاشت مثلاً سوخت، سرويس هاى بهداشتى، آموزشى، اطلاع رسانى. تجربه قبل از انقلاب نشان مى دهد كه اعزام معلم به آن نواحى در حالى كه حتى معلم هم با آنها كوچ مى كرد تجربه موفقى بوده و الان بسيارى از مديران ارشد از عشاير ما بيرون آمده اند. اما مدير كل منابع طبيعى استان اصفهان معتقد است: از بين رفتن مسير هاى كوچ عشاير رفت و آمد را براى آنان مشكل ساخته چون در بسيارى از مناطق مسير هاى ايل واگذار شده بنابراين كوچ نشينان دام را با ماشين و يا حتى با قطار به ييلاق مى رسانند در نتيجه زود تر به مراتع ييلاقى مى رسند و همين زود رسيدن باعث چراى زودتر و نابودى مرتع مى شود. عليرضا جلالى معاون فنى اداره كل منابع طبيعى استان اصفهان نيز مى گويد: اسكان عشاير مورد تاكيد ماست و اين برنامه را يكى از راه هاى حفظ مراتع مى دانيم. اما دكتر كردوانى مى گويد: حفظ مراتع به چه قيمتى است؟ به قيمت نابودى دشت ها و از بين رفتن دامدارى و فرهنگ عشايرى و دامن زدن به پديده حاشيه نشينى در شهرها آيا قابل قبول است؟ وى مى افزايد: من با طرح متعادل دام و مرتع موافق هستم ولى نه به اين شكل. وقتى كوچ نشين را ساكن مى كنيم و به او زمين مى دهيم اينها بايد علوفه دام بكارند ولى محصولات مورد نياز خودشان مثل گوجه و خيار كشت مى كنند چون محدوديت منابع آبى هم دارند. كم كم زمين را مى فروشند و به سمت شهرها حركت مى كنند. حتى در دشت بكان در اقليد فارس كه بارندگى خوبى دارد و سطح آب زيرزمينى در آن پيش از اين بالا بود اين قدر عشاير را اسكان دادند كه حالا همين دشت هم با بحران كمبود آب مواجه شده است. وى مى افزايد: از طرف ديگر اين افراد وقتى در دشت ساكن مى شوند مجبورند باز هم بخشى از دام را حفظ كنند و در كنار آن كشاورزى كنند اما چون آب كم است نمى توانند علوفه مجزا براى دام كشت كنند بنابراين بعد از برداشت گندم از زمين هاى خود دام را به زمين هدايت مى كنند تا از بقاياى آن استفاده كنند. به اين ترتيب، زمين كشاورزى كه به اين كُلَش به عنوان ماده مغذى خاك نياز داشت حالا از ماده آلى محروم مى شود و خاك فقير خوب محصول نمى دهد پس كشاورزى از بين مى رود و همان پديده مهاجرت و فروش زمين قوت مى گيرد.دكتر كردوانى مى گويد: بنابراين اين عدم هماهنگى بين بخشى و فقدان برنامه ريزى هاى اصولى است كه جنگل و مرتع را نابود مى كند نه دام. تخريب ايل راه هاى عشاير به بهانه جاده كشى، شهرك سازى، واگذارى به برخى افراد، شركت ها و يا ادارات و ساخت سد در حال حاضر از مهمترين مشكلات پيش روى عشاير است كه تعيين مسير كوچ آنها را با مشكل مواجه ساخته است. از سوى ديگر هر ساله تلفات زيادى در بين دام هاى آنان در فصل كوچ رخ مى دهد كه دليل آن توسعه نامتوازن شهرها و تخريب هاى جسته و گريخته مراتع و ايمن نبودن راه هاى عبورى است. |
||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
||||||
|
|
|
|
|
یکی از دوستان عزیز بیکار نظر خوبی داده بود که توی وبلاگ چیزهای دیگه ای هم میشه نوشت ما هم میگیم چشم از این به بعد هر جکی که شنیدم شما رو بی خبر نمی ذارم (البته ۱٪ جکهارو ) یکی رفت قبرستون دید همه مرده ها روی قبرها نشستن گفت چی شده گفتن سوال های شب اول لو رفته گفتن فعلا بیرون باشید تا بعد گرگه رفت در خونه شنگول و منگول . پینوکیو درو باز کرد گفت خونه رو فروختن رفتن
به یکی میگن چرا همه چیز رو باید برای تو دو بار بگن تا متوجه بشی ؟ میگه هان؟!!!
یه نفر به دوستش میگه اونهایی که به چیزی کاملا مطمئن هستن خیلی احمقن. دوستش میگه مطمئنی ؟ میگه صد در صد
جان من نظر بدین جکها باحال ترهم میشه. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط عامری
|
|
||
|
|
|
|
|
این نکته را باید یاد آوری نمود که مهار بیابان زایی همیشه و در همه جا صرفا با استفاده از روشهای فنی و کلاسیک امکان پذیر نمی باشد زیرا در حال حاضر ریشه این معضل را باید در مسایل دیگری مانند مسایل و مشکلات احتماعی و اقتصادی مردم جستجو کرد. در این قسمت برخی از روش های مدیریتی برای جلوگیری از گسترش بیابان شرح داده می شود. 1- شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی: با وجوديكه قدرت حاصلخيزي خاك بيابان و حواشي آن روي هم رفته بسيار كم است ولي استعداد بالقوه آن براي توليد و اسكان تا حدي قآبل ملاحظه است. از طرفي بهره برداري از اراضي خشك براي آينده ايران اهميت بسزايي دارد چون بالا بودن نرخ رشد جمعيت و توسعه اقتصادي كشور اين نياز را بوجود مي آورد كه سطح توليدي مناطق بیابانی ايران نیز به حداكثر ممكن برسد. در حوزه فعاليت وسيع و گسترده بيابان سر وكار ما بيشتر با جامعه روستائي مي باشد. وضع جوامع روستائي در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي ويژگيهاي خاصي دارد ارتباط اين جامعه با محيط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط عمومي، توليدي، نهادها، سازمانها و عرف خاصي در سطح روستا گرديده كه بسته به شرايط محيط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراين در هر برنامه اي كه در ارتباط با جامعة روستايي باشد، شناخت ساختار اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي روستا و عملكرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحي نه تنها با موفقيت همراه نخواهد بود بلكه باعث بروز ناهماهنگي و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، همانطور که فعاليتهاي چند دهه اخير گوياي اين واقعيت است در اغلب طرحهايي كه تاكنون به مرحله اجرا در آمده به وضعيت اجتماعي و اقتصادي مردم يا ابداً توجه نشده و یا به صورت سطحي توجه شده است به طوري كه مردم در مقام معارضه با منابع طبيعي بوده اند. در این زمینه بايستي خلاء ناشي از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود که در این مورد علاوه بر کارهای تخصصی ترویجی، می توان از وجود جامعه طلاب و روحانيت استفاده كرد. چون جامعه روستايي بنا بر آموزه های دینی و سنتی خود اعتقاد خاصي به اين طبقه دارند بنابراين مي توان از نفوذ كلام روحانيوني كه در طول سال به مناسبت هاي مختلفي به روستاها مي روند براي حفط منابع طبيعي استفاده كرد و در جهت حفظ و احياء و بهره برداري صحيح از منابع طبيعي مردم و افراد ناآگاه را بقدرت كلام و بيان خود ارشاد نمايند. 2- بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: براي مبارزه با بيابان، اهميت عوامل اقتصادي و اجتماعي را بايد مد نظر داشت. كشاورزي و دامداراي در اراضي خشك مانند كشاورزي و دامداري در اراضي حاصلخيز، پر منفعت نيست. اينجا است كه دولت بايد به كمك مردمي كه در كوير و بيابان زندگي مي كنند بشتابد و از لحاظ اقتصادي زندگي اين مردم را در سطح معقولي تامين كند و اين كمك هاي اقتصادي شامل وام بلاعوض، معاضدت در تهيه علوفه ارزان براي دامهاي آنان و رساندن تجهيزات و لوازمات لازمه مي باشد. 3– تامین منابع سوخت و انرژی: در بسياري از روستاهاي پر جمعيت كه داراي آب و برق مي باشند. هنوز براي سوخت از هيزم استفاده مي شود و اين هيزم عمدتاً از طريق بوته كني مراتع تامين مي شود چه بسا با همكاري مقامات محلي ذيربط بتوان مثلاً با ايجاد يك نانوايي، نان مصرفي يك روستا را تامين كرد به اين ترتيب مي توان عملاً از بوته كني مراتع به نحو چشمگيري کاست 4- اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ايران با زمينه مناسب اقليمي و تابش آفتاب در بيشتر مناطق و در اكثر فصول سال همچنين وجود مناطق واجد پتانسيل بالاي باد و قابليت هاي توليد انرژي زمين گرمايي زمينه لازم و مناسبي را براي استفاده و گسترش انرژيهاي نو و پاك فراهم آورده است. انرژی خورشیدی و باد، از جمله منابعی هستند که در كشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراواني یافت می شوند، با شناخت مكانهاي مناسب اين منابع و بكارگيري آبزار مناسب براي تبديل آنها به انرژی هاي ديگر مي توان از اين منابع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد (هم اکنون در برخی از مناطق ایران از این انرژی ها استفاده می شود). در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. این مسئله می تواند یکی از اقدامات مهم برای بهبود محیط اکولوژیک، کاهش قطع درختان ، تامین علوفه و کنترل بیابان زایی بشمار رود. در مجموع می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط زارعی
|
|
||
|
|
|
|
|
جناب آقای دستار مصیبت وارده رابه شما تسلیت عرض میکنیم
گروه مرتع وآبخیزداری ۸۳ سلام خوشبختانه بازهم یک خبر خوش داریم که سوژه خبری آن جناب آقای دستار است گوئی ایشان به جمع مرغان پیوسته اند ودیگربابچه مجردهانمی گردندخوب بابا یه دستی هم به سرمابکش وبرای ماهم دعاکن!!ماهم دل داریم خلاصه نظریادتون نره ارواح کسی که دوست دارین |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط قریشی
|
|
||